سید سروش سیدی فرد

تنها وبلاگ رسمی سیدسروش سیدی فرد - دانش آموخته رشته علوم روان شناسی

سید سروش سیدی فرد

تنها وبلاگ رسمی سیدسروش سیدی فرد - دانش آموخته رشته علوم روان شناسی

بایگانی
نویسندگان
پیوندها

۵۹ مطلب توسط «سید سروش سیدی فرد» ثبت شده است

مثبت اندیشی

۱۸
شهریور

مثبت اندیشی به معنای این که جهان را گل و بلبل ببینیم نیست، اینکه ما بخواهیم بپذیریم که جهان هیچ مشکلی ندارد، نیست.

 

 

 

مثبت اندیشی به این معناست که برای هر مشکلی قطعاً در این جهان خداوند، یک راه حلی وجود دارد و من می توانم آن راه حل را پیدا کنم. 

 

اولین قدم در رابطه با هر حادثه ای که خارج از دایره اراده و اختیار من برای من اتفاق می افتد، بپذیرم. چون دیگر اتفاق افتاده، حالا که پذیرفتم، چه کار کنم؟ این حادثه به دو قسمت است: 

یا قابل حل است، 

یا قابل تحمل است.

 

اگر قابل حل باشد، حلش می کنم و اگر قابل تحمل باشد، تحملش می کنم. 

 

امکان ندارد که خداوند عالم در آنِ واحد حادثه ای را بیافریند که تؤامان هم غیر قابل حل باشد و هم غیر قابل تحمل... 

  • سید سروش سیدی فرد

صداقت کامل با خود یک تمرین خوب است.
 

  • سید سروش سیدی فرد

پذیرش

۱۶
شهریور

تا چیزی را نپذیریم نمی توانیم آن را تغییر دهیم.

  • سید سروش سیدی فرد

تنها یک دلیل برای شکست انسان وجود دارد و آن 

کمبود ایمان به خود واقعی اش 

است. 

  • سید سروش سیدی فرد

عزیزم ، تو نمی توانی دیگران را تغییر دهی و فقط می توانی خودت را تغییر دهی، 

هیچ راهی برای تغییر دیگران وجود ندارد، تنها راه این است که خود ما تغییر کنیم تا دیگران نیز تحت تاثیر تغییر ما میل به تغییر را پیدا کنند. ولی  همیشه افرادی هستند که نمی‌خواهند تغییر کنند و ما کاری نمی‌توانیم انجام دهیم جز اینکه یا آنها را بپذیریم یا از آنها فاصله بگیریم. در جنگ با مردم، ما مغلوب هستیم و آنکه در نهایت باید تغییر کند، خود ما هستیم.

کارل راجرز می گوید : «بعدازاینکه خودم را همان‌گونه که هستم پذیرفتم، آنگاه می‌توانم تغییر کنم»

  • سید سروش سیدی فرد

ورق بزن

۱۵
شهریور

گاهی خودت را مثل یک کتاب ورق بزن 

انتهای بعضی فکرهایت نقطه بگذار که بدانی همانجا تماشایشان کنی.

بین بعضی حرف هایت کاما بگذار که بدانی باید کمی تأمل کنی، 

پس از بعضی رفتارهایت هم علامت تعجب و آخر بعضی عادت هایت نیز علامت سؤال بگذار.

تا فرصت ویرایش هست خود را هر چند شب یکبرا ورق بزن

حتی بعضی از عقایدت را هم حذف کن

ولی 

بعضی را پررنگ 

هرگز هیچ روز زندگی ات را سرزنش نکن، 

روز خوب به تو شادی می دهد و روز بد به تو تجربه... 

و بدترین روز به تو درس می دهد. 

فصل ها برای انسان هر سال تکرار می شود 

ولی

فصل های زندگی انسان تکرار شدنی نیست...

تولد... 

کودکی...

نوجوانی...

جوانی...

پیری... 

مرگ.

تنها زمانی صبور خواهی شد که صبر را یک قدرت بدانی نه یک ضعف. 

آنچه ویرانمان می کند روزگار نیست، بلکه حوصله کوچک و آرزوهای بزرگ است.

  • سید سروش سیدی فرد

رشته دار باش... 

ریشه ی تو، فهم توست... 

یک سنگ به اندازه ای بالا می رود، که نیرویی پشت آن باشد... با تمام شدن نیرو، سقوط و افتادن سنگ طبیعی است... 

ولی 

یک گیاه کوچک را نگاه کن، که چگونه از زیر سنگ ها و خاک ها سر بیرون می آورد و حتی آسفالت ها و سیمان ها را می شکند و سربلند می شود. اگر تو به اندازه ی این گیاه کوچک ریشه داشته باشی، از زیر خاک و سنگ، و از زیر عادت ها و غریزه ها، و از زیر حرف ها و هوس ها، سر بیرون می آوری، و افتخار می آفرینی...

آری، 

ریشه ی انسان همان فهم اوست. 

  • سید سروش سیدی فرد

تردید و خشم و اضطراب و ترس و نفرت، سلول های تن را پاره پاره می کند و به سلسله ی اعصاب آسیب می رساند و سبب همه ی بیماری ها و هرچه بلا و مصیبت است. پس انسان می تواند با یک حرکت عصای کلام خود، وضعیتی ناخوشایند را از میان بردارد. یعنی به جای اندوه، شادمانی و به جای بیماری، تندرستی و به جای تنگدستی، فراوانی بنشاند. 

  • سید سروش سیدی فرد

یکی از بدترین فجایع اجتماعی، از بین رفتن منحصر به فرد بودن است. 

 

ما تبدیل شده ایم به همرنگ جماعت شدن، 

 

عروسی هایمان یک شکل و رنگ است، 

مراسم هایمان یک شکل و رنگ است، 

عزاداری هایمان یک شکل و رنگ است، 

و عین هم و عین هم و عین هم.......

هیچ کس منحصر به فرد نیست.

 

بزرگ ترین آسیب اجتماعی که یک جامعه را به سمت سکوت مرگبار می کشاند، از بین رفتن منحصر به فرد بودن است، همرنگ حماعت شدن است. 

 

انسان سالم هیچگاه همرنگی و هماهنگی با دیگران را به قیمت تسلیم عقل خود خریداری نمی کند، و باور این است که: 

«گر خواهی شوی رسوا و سپس بدبخت، همرنگ جماعت شو»

  • سید سروش سیدی فرد

مثلث خودمشغولی

۱۴
شهریور

رنجش، عصبانیت و ترس، مثلث خودمشغولی را به وجود می آورند. تمام نواقص اخلاقی، بر اساس این سه واکنش شکل می گیرند. خودمشغولی، سرمنشأ عدم سلامت عقل ما است. 

 

 

رنجش، واکنش اغلب ما در برابر گذشته مان می باشد. از این طریق، ما دوباره به گذشته بازگشته و در آن زندگی می کنیم. 

 

 

عصبانیت، طریق رو در روئی اغلب ما با زمان حال و واکنشی به منطور انکار واقعیت می باشد. 

 

 

ترس، احساسی است که وقتی ما به آینده مان فکر می کنیم، دچار آن می شویم که به عبارت دیگر، واکنش ما در مقابل ناشناخته ها و احساس نگرانی از به وقوع نپیوستن رؤیاهایمان می باشد. 

 

هر سه این احساسات عوارض خودمشغولی می باشند. این واکنش ها در مقابل آدم ها، مکان ها و وقایع (حال، گذشته و آینده)، زمانی ظاهر می شوند که انتظارات ما از آن ها، برآورده نشده باشد. 

  • سید سروش سیدی فرد